تبلیغات
ıllıllıخلوتــــــــــ کدهıllıllı























ıllıllıخلوتــــــــــ کدهıllıllı

این بار بر خلاف گذشته
نا نوشته هایم عنوان دارد
به رسمِ تو
به رسمِ اینکه هستی
مادر ، مگذار اینقدر دوستت داشته باشم
مگر دلت برایم نمیسوزد؟
مگر با خود نمی گویی
روزی
همه ی دلبستگی هایت را
میگذاری
و
میروی
و من شوم همان تنهایِ تنها
تنهایی که به تازگی
گوهری چون تو را یافته
قدر ناشناسم
قدرِ گوهر، نشِناسم
گوهرم
وجودِ من
هستی ام بسته ی توست
تو را به جان جدٰت
مرا ، مگْذارٌ و مگْذر
نرگسِ من ، دوستت دارم !

پ ن 1:مادرم ، زهرا نیست ولی ...
پ ن 2: روز زن مبارک!



نوشته شده در پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391 ساعت 02:05 ب.ظ توسط ..::M!R@::.. نظرات |

سلامتی اون پسرایی که دخترا رو از روی مدل کفششون می شناسه !!!

پ ن 1: تفسیر کنید لطفا!
پ ن 2: برای دخترا ، نتونستم چیزی اینطوری در بیارم بر عهده خودشان :دی



نوشته شده در پنجشنبه 7 اردیبهشت 1391 ساعت 10:04 ب.ظ توسط ..::M!R@::.. نظرات |

خواستند نقشِ قبر کنند
مزارِ...
بانوی دو عالم
پاره ی تنِ پیغمبر(ص)
همسرِ مولا علی(ع)
هستیِ زینب(ع)
دلسوزِ حسین(ع)
غمخوارِ غربتِ ، غریبی چون حسن(ع)
اما این بار
بر خلاف گذشته
اگر چه گذشته به اجبار بود
و به قولی، به "صلاح"
که امان از از دستِ این "صلاح"
آن سربندِ معروفِ زرد را بر سر بست
قسم یاد کرد!
به خداوندی خدا
نزدیک مزار طاهرِ زهرای اطهر (س) شوید
زنده نمی مانید!
آری
علی(ع) می توانست...
اما گذشت!
از چه ؟
از عامل وابستگی اش به زمین
زهــــــــــــــــــــــــــرا(س)
اما...
ما چه کرده ایم؟
برآورده شد مقصود علی(ع)؟
...
یا صاحِبَ الزَّمانْ(عج) ادْرِکْنی وَ لا تُهْلِکْنی



پ ن : فرض کنید دختر برای مادر روضه بگیرد ، زینب جان...



نوشته شده در پنجشنبه 7 اردیبهشت 1391 ساعت 09:38 ب.ظ توسط ..::M!R@::.. نظرات |

انسان ها اصولا بی لیاقت اند
ارزش ندارند
برای آنها هیچ وقت کار نکنید
اگر کاری را قصد کردید
نیت را خدا در نظر گرفته
قربة الی الله را گفته
و
بسم الله...
اگر خلاف این باشد
اگر برای این موجودات پست باشد
ناسپاسی و کم خردی آنها
آزارتان میدهد
امیدتان را نامید میکند
و دیگر برای کاری
قصدی نمیکنید
نصیحتی بود
از کسی که
با این چنین امیدی
به فعالیتش ادامه می دهد


پ ن : اللهم ادرکنی
علی یارتون...

نوشته شده در دوشنبه 28 فروردین 1391 ساعت 04:33 ب.ظ توسط ..::M!R@::.. نظرات |

وفای دوستان رو میبینیم
ناراحت میشیم از بی وفایی
تازه این بی وفایی کجا ؟
آن بی وفایی کجا ؟

آنها اگر وفا داشتند 72 روز از فوت نگذشته
داماد را دست بسته پیش چشم بچه ها نمی بردند

آنها اگر وفا داشتند مقابل دیدگان زینب (س)
علی (ع)  دست بسته را خجالت زده نمی کردند

زهرا (س) دو ضربت خورد
یک ضربه از دست آن حرامی
ضربه دوم را از دیوار !

این روز ها دل می سوزانند
بد ماجرایی است
هر چه بیشتر به کنه آن پی می بری
بیشتر درد جگرسوختگی حسن(ع) را درک میکنی
برای بار دوم مگر برای حسن(ع) جگر مانده بود ؟

زینب(س) چه کشید ؟
در کودکی آن چه را که نباید می دید ، دید
اندکی بعد هم
در کربلا ...
کسی آن زمان نبود که به آن حرامی ها بگوید
صبرِ یک انسان تا به کی ؟

حسین(ع) دلِ من را می سوزانَد
بوسه بر گلوی حسین بیشتر مرا می سوزاند
گریه یِ پس از بوسه آتشم می زند!

این روز ها نام "پدر" مرا دگرگون میکند
"عـلے(ع)"


می گویند :
روز های آخرِ عمر نبی اکرم(ص)
روزی علی (ع) و ایشان می نشینند
و پیامبر راجع به مسائل بعد از فوتشان می گویند و با هم اشک میریزند
هر مسئله ای را که تعریف میکنند در پایان می گویند :
علی(ع) جان چه میکنی ؟
امام جواب می دهند :
"صبر" میکنم.
به قسمتی میرسد ، پیامبر از شدتِ مصیبت بیهوش می شوند
به هوش که می آیند امام علی (ع) می فرمایند چه شد ، بگویید !
حضرت می فرمایند اگر زهرا(س) را ضربت زنند تو چه میکنی ؟
به رگ غیرت علی (ع) بر میخورد !
مگر من مرده ام که بگذارم این چنین اتفاقی بیافتد؟!
نه !
من اجازه نمی دهم !
پیامبر دوباره گریه میکنند
نه علی (ع) جان
این بار هم تقدیر بر آن است که "صبر" کنی

آخر نمیدانم
چه کسی صبور بودن را به ایوب(ص) نسبت داده ؟
صبور تر از این خانواده سراغ دارید ؟



ما منتظرِ منتقمـِ فاطمهـ هستیمـ

پ ن 1: این روز ها همه دل می سوزانند ، شما چطور؟
پ ن 2: خداوند هیچ پدری را شرمنده و خجالت زده خانواده خود نکند!
پ ن 3: بر آن حرامی که حتی ارزش اسم بردن هم ندارد ، لعنت !
پ ن 4: وقت ، وقتِ آمدن است ! آقا جان ، نمیایی؟





نوشته شده در شنبه 26 فروردین 1391 ساعت 12:02 ق.ظ توسط ..::M!R@::.. نظرات |

{
مادر در بستر به زینب (س) شبیه شده بود
دختری "5" ساله
ار بس که لاغر شده بود !
"لعنت"
}

{
اون طور ک بنده با عقل ناقصم فهمیدم
شکستگی پهلوی حضرت از بدترین نوع خودش بود
به گفته اطبا در این حالت فقط به صورت نشسته
میتوان به خواب فرو رفت
اما توجه کردین ؟
مادری با کودکی در بدن
تا کی میتونه یا اینکه اصلا میتونه به این حالت قرار بگیره؟

"لعنت"
}

{
حسین (ع) به مثابه هر کودکی نیازمند آغوش مادری بود
مادر که توان رفتن به سوی حسین(ع) را نداشت
حسین (ع) در همان حالت نشسته مادر
سر خم میکرد
خود را در آغوش مادر جای میداد
آی امان از این غربت
مادر بوسه بر سر حضرتش می گذاشت
با او نجوا می کرد:
"حسین جانم
عزیزه دلم..."
این را هم باید در نظر داشته باشیم
مادر نمیتوانست زیاد بلند صحبت کند
بلند که چه عرض کنم
نمیتوانست صحبت کند
چون ممکن بود زخم تازه سینه شان
زبان باز کرده
و پیراهن سفید مادر را گلگون کند!
عجب شیوه ای
بد شیوه ای !

"لعنت"
}

{
علی(ع) : به خاطر بچه ها نرو
زهرا(س) : نمی شود !
.
.
.

"بقیه اش را تاب گفتن ندارم !"
}

{
و اما
باز هم آن غربت معروف
غربتی ک زبان زد عام و خاص می باشد
امام حسن(ع)...
آی حسن(ع) جان چقــــــــــــد صبوری !
مادر دلش از غصه های ناشی از آن مردمِ دون به درد آمده بود
به سر مزارِ پدر رفت
آن قدر فداکار بود ک نمیخواست دل آن سنگ صبور، علی (ع) را به درد آورد
اما مگر غیرت حسن(ع) اجازه میداد ؟
زهرا (ع)، آن هم تنها ، در میان این گرگ صفتانِ تشنه به خون؟
باز هم حسن(ع) بود و تنهایی
او از دور
به آرامی
 و باز هم به تنهایی...
مراقب مادر بود
تا مبادا ...
ای مادر ای مــــــادر ای مــــــــــــــادر

"لعنت"
}

{
تاب گفتن درد های دل علی(ع) را ندارم
از گریه اش بگویم ؟
امام صادق (ع) فرموده اند :
به کسانی که می خواهند برای مادرمان زهرا(س) عزاداری کنند، بگویید :
همچون زنان شیون کنند
گویا علی (ع) برای گریه کردن این چنین شیوه ای استفاده میکردند
تا مبادا کسی مطلع شود :
"آستین پیراهن را در نظر بگیرید
با دندان مبارک ، آن را سفت در دهان می گرفتند
و ..."
مثل اینکه تقدیر بر آن است که ما جبران کنیم!

"لعنت"
}

{
شاعر از زبان مبارک علی(ع) خطاب به زهرایِ اطهر(س):

"خوب شد مسجد نمیایی ببینی قاتلت را
تازگی ها می نشیند رو به رویم بیشتر"

"بر باعث و بانی آن لعنت"
}


عــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلے(ع)
جانْ به قربانتـ

پ ن 1: همیشه از کفرهایی ک تو برخی مجالس گفته می شد آزار میبینیم اما این سری حاج محمود یه حرکت قشنگ زد !!! ببینید:
"قل هو الله احد
بعد الله الصمد
قل امیری یا حسین
قل ابوفاضل مدد..."

پ ن 2: نمیدونم این چه رازیه آخر همه مراسم ها کشیده میشه به کربلا، به حسین(ع)، به دل زینب(س) که امان از دل زینب(س)...
پ ن 3: آقا جان ! نمیایی؟





 
" تسلیتـــــ "

نوشته شده در پنجشنبه 17 فروردین 1391 ساعت 10:41 ق.ظ توسط ..::M!R@::.. نظرات |

پایان من خداست ...

نوشته شده در سه شنبه 15 فروردین 1391 ساعت 09:17 ق.ظ توسط ..::M!R@::.. نظرات |

دلم برای همه تنگ شده بود
مثل اینکه هر گوشه ای از قلبم به کسی متعلق بود
حال و هوایی بود
اشک های نه دنیوی بلکه ...
ریا در آنجا معنایی نداشت
یک رنگی موج میزد
فقط یک تصمیم جامع گرفتم
اینکه همه را دوست داشته باشم
همه را دوست داشته باشم
همه را دوست داشته باشم
دوستتان دارم ای انسان هایی که "همه" خطاب می شوید
دوستتان دارم

پ ن 1: حال و هوایم عوض شده شب آخر دعایی کردم که خدایا حال و هوایم را از من نگیر
پ ن 2: سخت ترین کار ترک کردن آن حال و هواست آن حال و هوایم آرزوست !
پ ن 3: دوستتان دارم دوست داشتنی (دوستی از نوع مفعول مطلق )
پ ن 4: آقا جان ...


نوشته شده در یکشنبه 13 فروردین 1391 ساعت 04:12 ب.ظ توسط ..::M!R@::.. نظرات |

نطقم را کور کرده اند
توان نوشتن در خود نمیبینم

به سلامتی همه بی معرفتا ...

پ ن 1: یاری اندر کس نمیبینم یاران را چه شد ؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟

نوشته شده در جمعه 26 اسفند 1390 ساعت 09:47 ق.ظ توسط ..::M!R@::.. نظرات |

درخواستی





پ ن : ........................................................................

نوشته شده در پنجشنبه 25 اسفند 1390 ساعت 01:54 ق.ظ توسط ..::M!R@::.. نظرات |

جمله تاریخی از فامیل دور :

درِ "دل" با "درد دل" باز میشه !!!



پ ن 1: احسنت !!!
پ ن 2: در ادامه هم آقای مجری پرسید چجوری ؟ بعد گفت : اینکه یه دوست یه همدل پیدا میکنی باش درد دل میکنی :)


نوشته شده در چهارشنبه 24 اسفند 1390 ساعت 11:28 ب.ظ توسط ..::M!R@::.. نظرات |

ســــیـــــــــــــــــــب



نوشته شده در چهارشنبه 24 اسفند 1390 ساعت 11:38 ق.ظ توسط ..::M!R@::.. نظرات |

میگن این زندگی ماست

اما باور نکنین ...


نوشته شده در سه شنبه 23 اسفند 1390 ساعت 10:35 ب.ظ توسط ..::M!R@::.. نظرات |


نوشته شده در سه شنبه 23 اسفند 1390 ساعت 09:17 ب.ظ توسط ..::M!R@::.. نظرات |

" دلم " برایِ " مادرم " میسوزه

کم " دلش " از برایِ من نسوخته !

> میخوام جبران کنم <

میخوام ، یه آتیش بازیِ درستْ درمون

تو " دلم " براش راه بندازم

چارشنبه سوری مبارکــــــــــــــــــ

نوشته شده در سه شنبه 23 اسفند 1390 ساعت 02:53 ب.ظ توسط ..::M!R@::.. نظرات |


Design By : Pichak